پایگاه تخصصی فرش دستباف محمود روفه گر حق

کندو کاو در واژه قالی و فرش

سوای اهمیت تاریخی آذربایجان که در جای خود به مورخان قابل تعمق بوده و هرگز از مسائل این دیار(سیاسی- اجتماعی-فرهنگی و…) به صورت اجمالی نگذشته اند و از هر بعد که بنگریم فصولی از تاریخ را به خود اختصاص داده است که جای بحث هنوز نیز باقیست .

      اما آنچه که ما را وادار می کند بحثی هر چند کوتاه در مورد دستبافته های آذربایجان و تبریز بیان داریم تفکرات و استنباط های غلطی است که امروزه شایع شده و حتی برای جلو گیری از رایج شدن بدعتی نابخشودنی که توسط عده ای به اصطلاح محقق نا آگاه منتشر می شود؛ لازم است برای تنویر افکار از مفاهیم  قالی و فرش   بحث مفصلتری داشته باشیم .  

        اگر بخواهیم صحبت از بساط یا همان فرش به میان آوریم بالطبع قالی نیز در ذهنمان تداعی خواهد شد .که از همین جا برای پرهیز از غلطیدن به بینش تنگ نظرانه شوونیستی این دو واژه را بطور عمیق تر بررسی نمایم و نکات اساسی تا ریز مختصات آن روشن گردد .

       فرش کلمه ایست عربی به معنای بساط افکنده که می تواند هر گستردنی را شامل شود . لذا برای تفکیک نوع آن همیشه بعد از فرش پسوندی بر آن (مضاف) اضافه می گردد تا ویژگی و کاربری آن را آشکار نماید . به غیر از قالی تعداد دست بافته های این حرفه به بیش از 50 نوع بالغ می گردد که اکثریت آن کاربری فرش را داشته و بقیه بصورت جهیز یک خانه (چادر)بعنوان ملزومات برای زندگی دارای کاربرد خاص وحائز اهمیت است. از نظر بعد اقتصادی و صادراتی قابل تعمق!

     تفاوت از اینجا آشکار می شود که به هر گستردنی قالی نمی گویند ولی به هر گستردنی فرش می گویند . مانند مفرش ؟گلیم , جاجیم , ورنی , پلاز , زیلی ,گبه , خرک , پشتی , کلگی , کناره , ذرع و نیم, قالیچه (در اینجا دقت شود که “چه” تصغیری نشانه وجود فرشی بزرگتر را می خواهد بیان کندکه غیر از قالیچه است) و میان قالی……

حتی میان قالی , فرشی است که در وسط دو قالی پهن می شود و هرگز به آن قالی میان قالی نمی گویند. کلیه این نام ها بر اساس سبک معماری و چیدمان خانه های این دیار پدید آمده و ریشه درتاریخ زندگی این مردمان دارد و قالی نیز جزئ ازآنها محسوب می شود.(متاسفانه امروز با شیوع ویروسی کلمه فرش از کلیه فرهنگ ارگانها حذف می شود که نمونه آنرا در سومین جشنواره قالی آذربایجان مشاهده نمودیم )” مراجعه شود به مجله جشنواره که ازاستعمال کلمه فرش کاملا پرهیز شده است . “

 چه زیبا مولانا جلال الدین محمد بلخی در مثنوی مولوی در قرن ششم به درستی در یک بیت این دو واژه را تفکیک نموده بعد از چند صد سال ما که ادعای پایتختی قالی را می کنیم نمی توانیم این اصل را تفهیم شویم .

کای پدر آخر کجایت می برند                            تا  ترا  در زیر  خاکی  بفشرند

می برندت خانه  تنگ  و زحیر                           نی درو قالی و نی فرش وحصیر

استعمال کلمه حصیر در اینجا اگر در قید قافیه نبود به معنای فرش تعبیر می گردد. در حالی که حصیر بعنوان پدر جد فرش مقبول است. یا از نظر قیاس قالی عالیترین ؛ پربها ترین و پیچیده ترین شکل فرش با ساده ترین و ابتدایی ترین آن مقابله می شود. 

     در اقالیم ترک نشین این دستبافته ها بقدری متنوع می باشد که حتی گاهی تعداد آن به 60 نوع نیز می رسد . از آن سوی قسطنطنیه تا آسیای میانه و از فراسوی قفقاز تا آذربایجان می توان متنوع ترین بافته های بدون پرز را مشاهده کرد که برخی از آنها امروز نیز بطور مشترک رواج داشته و برخی منحصرا در همان منطقه بافته می شود . اگر امروز عدم توانایی ما در مدیریت تولید این معمولات عشایری و روستایی موجب از بین رفتن این دست بافته ها گردیده آن دلیل بر انکار کلیت تاریخ و میراث  فرهنگی و معنوی این دیار نمیگردد . بلکه آنرا به حساب کم دانشی ما باید گذاشت.  

      آذربایجان از نظر تکنیک وانواع بافت سر آمد و دایره المعارف سبک های بافت جهان بشمار می رود . چون ازدشت مغان تا دامنه سبلان و از کلیبر تا اهر و گوراوان و از زنجان تا تبریزو خوی از  هر نوع سبک و سیاق بافت و مکانیز مهای آن با پیچیده ترین فنون با سایز های متنوع (محفوره ,سوماک , ورنی, گلابتن , مروارید بافت , قاییغ و…) در این دیار بافته شده است . این نیز یکی از ویژگیهای بافتی منطقه است و در این میان بقدری فنون و تکنیکهای پیچشی و بافته ای وجود دارد که تا به حال جمعبندی نگردیده و این عاملی بر از بین رفتن مکانیزم های گوناگون بافتی گردیده است . انواع گره ها ؛ ایلمه ها ؛ پود پیچی ها ؛ پود کشیها ؛ حلقه زدن ؛ گلابتین بافی ؛ مرواید بافی ؛ آویز و تلفیق …. جزو فنون خاص در انواع گلیم ها بوده که هزاران سال در این بافته ها کاربری داشته و امروز جزو فنون منسوخ شده بوده و گاهی نیز عده ای آنها را بعنوان تکنیک های ابتکاری خود معرفی می کنند در حالی که آنها جزو سرمایه های معنوی این مرز و بوم بوده و فاقد مالکیت فردی می باشند.در این بین بحث تبریز بخصوص در امربافت قالی حساب جداگانه دارد .چرا که قالی دست بافته ای با ویژه گیهای منحصر به فرد.

          با این تفاسیر در بررسی دستبافته های آذربایجان به تعاریف زیبا و پر اهمیت بر خورد می کنیم که آن اثر در رفع نیازهای روزمره تاثیر گذار بوده و شگفت انگیز تر آنکه در طول هزاران سال هنوز کاربری خود را از دست نداده و دربین عشایر به حیات خود ادامه می دهد.

         ظرلفت و زیبایی و بکارگیری عالیترین تکنیک های بافت عقل را در حیرت می اندازد که باز در این مورد بسی کم لطفی و بی توجهی اتفاق افتاده و ما هنوز نتوانسته ایم تکنیکهای بکار رفته در انواع دستبافته ها ی بدون پرز را بدرستی جمع بندی و ثبت نماییم اما بنابه حوصله این مجموعه در یک جمع بندی کلی دست بافته های آذربایجان در سه دسته عمده بررسی می گردد.

  1. دستبافته های بدون پرز (ایلمکسیز elmaksiz )
  2. دستبافته های پرزدار (ایلمکلی پرزدار (elmakli )
  3. تلفیقی و محفوره بافی

از نظر کاربری نیز به سه دسته تقسیم بندی می کنیم :

  1. زیرانداز یا کف پوش یا مفروشات
  2. ملزومات یا معمولات زندگی
  3. تزیینات ودستبافته های تابلویی

بررسی کلیه این دستبافته ها دراین مجال نمی گنجد و فقط به بررسی قالی اکتفا می گردد.

       قالی چیست ؟قالی واژه ایست ترکی (در اینجا از بحث اتیمولوژی آن صرف نظر می کنیم ) که در اقالیم ترک نشین با نامهای خالی, هالی, قالین ,قالینجا و قالی ….. مورد استفاده قرار می گیرد . اما قالی کاملترین فرشی است که از نظر تکنیک بافت وپیچیده گیهای فنی در ظرافت و زیبایی بیشترین مانور و انعطاف را در خود دارد. بخصوص وقتی این فرش بخواهد به شیوه شهری بافته شود. یعنی در روح قالی عالیترین و تکمیلترین شکل فنون تجمیع یافته است .این نام ها قراردادی بوده و بعنوان نماد یا نشانه ریشه در فرهنگ داشته و چنانچه می دانیم همواره نشان همیشه فراتر از پندارها و معنی های خود نشان داده می شود البته در جایی ثبت   نمی شوند ولی تعریف های خاص خود را دارا می باشند مثلا هرگزبه یک پشتی قالی نمی گویند (حداقل در آذربایجان ولی احتمالا در ترکیه گفته شود چون در ترکیه نیز هرگز قالی به معنی مفهوم تبریزی از نظر اندازه بزرگ وجود ندارد اگر هم داشته در حد خیلی کم بوده است یا در ترکمنستان احتمالا قالین گفته شود ولی هرگز مفهوم اندازه قالی تبریز را نمی رساندچون در آنجا اگر قالی 24 متری پیدا شود خیلی استثا می باشد در حالی که این سایز فرش در تبریز متداول است )ولی تعریف خاصی با مختصات ویژه  هم برای قالی و هم برای پشتی نیز قائل هستند و آن پذیرفته شده است و درست هم هست (چون حداقل بیش از سه هزار سال قدمت دارد) برای روشن شدن مطلب در این تعریف مختصات قالی با در نظر گرفتن معنی آن (سنگین – کلفت – ماندنی و..) به شرح زیر دسته بندی می شود .

1 – اندازه : ابعاد قالی همواره در سایزهای بزرگتر قابل تعریف است مانند 9متر,12 متری و بیشترکه از ویژگیهای تبریز قالیهای سایز بزرگ است که در سایر نقاط آذربایجان بافته نمیشود ……

2- پرز دار بودن : فرشی را قالی می گویند که دارای پرزهای ثابت و محکم (غیر قابل کندن ) باشد

3- بافت : پرزهای قالی فرایند خامه ای است که از ” ایلمک ” زدن  بوجود آمده باشد.

(توضیح اینکه گره ترکی اصطلاحی است فاقد پشتوانه فنی که به غلط معادل ایلمک جایگزین شده است و باید بجای آن از خود واژه ایلمک استفاده شود )

4- پود: در بافت قالی حتما پود مورد استفاده قرار می گیرد (1-2 یا چند پوده )

5- مکانیزم بافت : نوع بافت همیشه یکی از مکانیزم های رایج بافت تبعیت می کند .

6- شیرازه : شیرازه یکی از اجزای اجتناب ناپذیر قالی می باشد .

7- جنس پرز: جنس پرز قالی از دو نوع مواد طبیعی پشم یا ابریشم می تواند باشد .

8- ابزار بافت : ابزار بافت قالی نسبت به سایر دستبافته ها متنوع می باشد .

9- رجشمار : درشتی یا ریز بافت بودن قالی در مقیاس رجشمار قابل تعریف است

10- پرداخت : برای جلوه دادن و زیبا کردن رویت قالی و هموار کردن سطح پرزها پرداخت قالی الزامیست .

       با توجه به موارد فوق یکی از معیارهای سبک شناسی فرش اندازه یا همان سایز فرش است یعنی وقتی می خواهیم فرشی را از نظر محل بافت ارزیابی کنیم غیر از رنگ و طرح و بافت و…. اندازه آنرا نیز مورد ارزیابی قرار می دهیم . یعنی اگر فرش دارای سایز مثلا 18 متری یا بیشتر باشد دیگر فکرمان را به مناطقی سوق خواهیم داد که قطب قالی هستند مثلا کرمان؛ اصفهان؛ مشهد؛ کاشان و تبریز در اینجا حتی مفهوم آذربایجان پایتخت قالی جهان است اشتباه است باید اصلاح کرد ” تبریز پایتخت قالی جهان است ” اگر بخواهیم این مفهوم را به آذربایجان نسبت دهیم حتما باید از کلمه فرش استفاده کنیم .   

      چناچه ملاحظه می شود کلیه دستبافته های دیار ما در قرارداد فرهنگی خود دارای تعریفاتی بوده که سالیان سال مورد استفاده نه تنها اهل فن بلکه افراد غیر متخصص نیز قرار گرفته و حتما به ذرع و نیم قالی گفتن نهایت بیسوادی خواهد بود و یا بخواهیم یک بدعت ناشایست به فرهنگ خود تحمیل نماییم . اگر زیاد دلمان به فرهنگ خود می سوزد همان ایلمک , قشو , دفه ……را که واقعی ترین واژه در قالی بافی می باشند از معادل سازی غلط (گره ترکی ,شانه ,شانه) اجتناب نماییم .

        بیش از آنکه بنده برای عبارتهای کاربردی دربین عام  معترض باشم نگرانی خود را از نوشته های تحقیقاتی که توسط برخی  منتشر می شود یا خواهد شد ابراز می نمایم که اگر در آن نیز اصطلاح سازی و تحریف و تعریف های سلیقه ای اعمال گردد صاحبان این هنروصنعت و محققین و کارشناسان را با چالش دوباره مواجه خواهندساخت .  

                                                                      محمود روفه گرحق

                                                                       اسفند ماه 1388 تبریز

اطلاعات تماس |
  • info@artrofegar.com
  • 09144021300