پایگاه تخصصی فرش دستباف محمود روفه گر حق

فرشفروشی فرش

           در یکی از صفحات غبار اندود و مچاله شده تاریخ و فرهنگ بازار فرش ؛ مرد قالیچه بر دوشی را می بینیم که در شلوغی بی­حد و حصر در میان غلغله رهگذران با طمعنینه و آهسته که گویا درد و غم زمین و زمان بر شانه­هایش سنگینی میکند قدم می زند . در جلو مغازه ای می­ایستد و درحالی که فرش پهن شده در شانه­اش را تیمار می­دهد و تبسمی بر لب دارد می­گوید :

  • حاجی خرک قرجه خوبیست ؛ فرش یادگاریست و جان می­دهد برای راهرو خونه­تون .

چین­چی واژه­ایست ترکی و مرکب از واژگان «چیین» به معنای شانه یا دوش و «چی» که پسوند شغلی را بیان می­نماید. این واژه به کسی اطلاق می­شود که فرش را بر دوش کشیده و به فروش می­رساند.   

         آری ؛ اینان مردانی بودند که با قناعت به بضاعت کم عمری را در میان تجار بزرگ بازار آبروداری کرده اند . مردانی که از سحرگاه تا اذان شامگاه برای بدست آوردن تکه نانی لاجرم تخته فرشی را بر دوش به این سرا و آن دالان می بردند؛ که تا شاید بنده خدایی را بیابند و دستشان را به این تخته فرش بند کنند.

چیین­چیها را می توان یکی از ارکان مهم بازار نامید؛ که هرگز در طبقه بندی مشاغل برایشان جایگاهی و حتی هویتی تعریف نشده است؛ در حالیکه زمانی کلیددار بازار فرش بودند. یعنی روزگاری که وسایل ارتباط جمعی نبود؛ چیین­چیها بصورت بروز اطلاعات دست اول تجارت را از بازاری به بازاری و از سرایی به سرایی و آخر به حجره تاجری می­آوردند. در یک کلام چیین­چی را می­توان چنین تعریف کرد : یک فروشنده فرش دوره­گرد یا مردی فرش به دوش که مسافت­­ها راه برای فروش متاع می پیماید .

اغلب فرشی که بر شانه آن پهن بود به طروق مختلف بدستش می رسید . اگر خودش از خانه دار بطور مستقیم می خرید حداقل نانش تو روغن بود دیگر لازم نبود که در بازار بگردد در همین وهله اول، توسط تاجری شکار می شد و مبلغی را می گرفت و فرش را به او می سپرد . اما این از اتفاقات نادر بود، که برایش پیش می­آمد. همواره پس مانده مغازه ای یا فرشهایی که تاجر بصورت پارتی خریداری کرده و در آن ضایعاتی نیز وجود دارد به چیین­چی سپرده می­شد، تا آنها را یکی یکی بفروشد .

 در حالتی دیگر خصوصاً در زمان رکود بازار ناگزیر بود که تن به فروش فرشهای پس­مانده مغازه­ها که در اصطلاح بازار «خلیفه مغاز» به آن گفته می­شد، دهد که البته فرش آن هم ممکن بود هفته­ها به طول انجامد.

با همه­ی این وصف، چیین­چی دارای اعتبار و اعتماد هم بود خصوصاً وقتی که صاحب اطلاعات می شد . یعنی به تاجر مانوس خود گزارش می داد که خریدار فلان تاجر فلان زمان خواهد آمد و ردیف خریدش نیز چنین و چنان خواهد بود .

یا تاجری برای خرید به مشتریش از او مدد می خواست و می گفت : برایم 50 جفت ذرع­ونیم فلان طرح و رنگ نیاز است می توانی جمع و جورش کنی . چون محل آنها را چیین چی بهتر می دانست لذا می توانست در حداقل زمان حداکثر مال را جمع نماید .

 دود رکود بازار در اولین وهله به چشم او می رفت لذا چیین چی دیگر در بازار نمی ماند و سر به خیابانها می نهاد تا در گرما و سرما  به هر طریق ممکن تکه فرشی را بفروشد شاید نان شب خود در آورده و سفره اش تهی نماند.

رابطه چیین چی تنها به تجار بازار فرش ختم نمی شد بلکه او با تمام کسبه حق سلام و مراوده داشته است . امروز اگر در قهوه خانه ای فرش رنگ رو رفته ای را بر روی صندلیها می بینید و یا در حجره ای و مغازه تابلویی و یا کتیبه ای غبار گرفته ای در بالای دیوار مشاهده می شود یادگاریست از آن مردان صبور و بردبار که با بیش و کم زمانه ساخته اند و خم به ابرو نیاورده که در گذر زمان نه نامی و نه نشانی ونه جایگاهی در این طبقه بندی مشاغل داشته باشند.

آنان خود را فروشنده فرش میدانستند و با مناعت طبع و مردمداری وصف نشدنی عمری را در کنج سراها و دالانها سپری می کردند و هرگز چشم طمع به مال و منال کسی ندوخته اند .

چیین­چی­ها در ادوار مختلف تاریخ فرش فروشی به­اقتضای رسم و سنت زمان خود حضور داشته­اند.  گاهی حتی صاحب حجره نیز گشته­­ و تجارت کرده­اند، چه بسا تاجری صاحب اقتدار نیز بدل شده و به شغل خود عشق ورزیده­اند.

این مردان کهن­سال غالباً در جوانی به قالی بافی اشتغال داشتند و در هنگامی که سوی چشمانشان رو به افول می­نهاد یا توان کار مداوم در ایشان کم می­شد و به ضعف می­گرایید، رو به بازار نهاده و به چین­چی­گری مشغول می­شد.باشد که در خانه­اش بافت فرش همچنان دایر بود و در زمان فراغت از بازار به قالی بافی می­پرداخت.

هرگز نباید چیین­چی را با دلال بازار اشتباه گرفت چرا که چیین چی دارای استقلال شغلی بوده و شخصیت معامله گری مستقل دارد ولی دلال میانجیگر معامله به حساب می آید . یعنی برای جاری شدن صیغه معامله میانجیگری می کند و حتما هوای یکی از طرفین را دارد در حالی که چیین­چی مستقلا بعنوان صاحب کالا وارد معامله می­شود.

چیین­چی­ها بیشتر در معاملات از روش “مخیّر”  استفاده می­کنند. یعنی فرشی را از مغازه­ای به مبلغ معلوم بصورت مخیّر در مدت معین برداشته و آنرا می­گردانند. در صورت فروش مابقی مبلغ کالا را به صاحبش بر می­گردانند و لا غیر خود متاع به حجره مسترد می­گردد. که معمولاً زمان مخیّر 24 تا 48 ساعت می­باشد.

این فرشفروشان بی سرمایه آبروی خود را به گرو گذاشته و سالیان سال در میان انبوه سرمایه به دادوستد می­پرداختند و همواره در میان تجار قابل احترام و مورد اعتماد بشمار می­رفتند، چنانچه ممکن بود در جمعی از تجار تا عصر می چرخیدند در حالی که در جیبش پول لقمه نهاری نیز نداشتند؛ ولی هرگز چشم به دست کسی هم نمی­دوختند و تا پایان عمر به آن بضاعت کم و مناعت طبع زندگی بسر می بردند و در غروب زندگی به یک شام غریبانه قناعت می کردند.

ز بعد مرگ کسی خط به قبر ما ننوشت                     ز بهر آنکه نبودیم در شمار کسی  

اطلاعات تماس |
  • info@artrofegar.com
  • 09144021300